عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٣ - چهارم احكام اختلاف بين بايع و مشترى
ترجمه:
فرع
در جائى كه درخت به مشترى منتقل شده و ميوه يا گل و يا برگ به ملك بايع باقى مانده است هركدام از بايع و مشترى مىتوانند به جهت رعايت مال خويش درخت را آبيارى كنند مگر در صورتى كه آب دادن هردو مضرّ باشد كه در اين صورت از آب يارى هردو جلوگيرى مىشود.
و اگر از حيث ضرر و نفع با هم تعارض و تقابل داشتند به اين معنا كه آبيارى هردو به نفع يكى و به ضرر ديگرى است مثلا اگر هردو درخت را آب بدهند به نفع بايع بوده و ميوههايش مناسبتر مىشوند ولى اين امر به حال مشترى مضرّ و براى درخت زيان دارد، حكم در اين صورت آن است كه مصلحت مشترى را بر بايع ترجيح داده و بايع را از آبيارى منع مىكنند.
فرع
اگر مبيع « قريه » باشد در بيع آن بناء و ساختمانها و مرافقش داخل مىباشند.
فرع
اگر مبيع « عبد » باشد جامهاى كه ساتر عورت او است در بيعش داخل مىباشد.
چهارم احكام اختلاف بين بايع و مشترى
اگر بايع و مشترى در مقدار ثمن بينشان نزاع واقع شد يعنى بايع ثمنى را ادّعاء نمود كه مشترى مدّعى كمتر از آن باشد حكم آن است كه اگر عين يعنى مبيع باقى باشد حق را به جانب بايع داده از اينرو وى را قسم مىدهند و پس از خوردن قسم ثمن مورد ادّعايش را دريافت مىنمايد.
و اگر مبيع تلف شده باشد قول مشترى مقدّم است و بدين ترتيب همان ثمن مورد ادّعايش را بايد بپردازد.